قطب الدين الراوندي
267
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
كتاب الطهارات باب : بداءة القول في الطهارات [ 35 ] أساس : « طهارت » در لغت به معنى نزاهت و نظافت است ، و در اصطلاح شرع اسم وضو و غسل و تيمم است ، بر وجهى كه صلوح تأثير در اباحت عبادت داشته باشد . و هيچ يك از مجتهدين ازمنهء سابقه را تعريف « 1 » جامع و مانع ، كه در طرد و عكس از فساد سالم بوده باشد ، ميسّر نشده است و من در بعضى از مصنفات گفته ام : « الطهارة مسّ البشرة و ما في حكمها « 2 » ، بأحد الطهورين أو ما في حكمه « 3 » ، بحسب حكم الشرع ، مشروطاً بالنية بالذات استقلالًا » ؛ « 4 » طهارت ممسوس ساختن بشره است و آنچه در حكم بشره باشد ، به يكى از دو طهور ، كه آب و خاك است ، يا آنچه قائم مقام آن بوده باشد به حسب حكم شرع ، مشروط به نيت بالذات بر سبيل استقلال . اين تعريف تامّيت و جامعيت و مانعيت را در عكس و طرد مستجمع ، و جميع وجوه ايرادات و اعتراضات « 5 » را در اطّراد و انعكاس مستدفِع است . وضوى مجدد و
--> ( 1 ) . چنين است در « ج » ، و در غير آن : تعريف . ( 2 ) . در حاشيه آمده است : « اين قيد از براى ادخال موى و محل مسح جبيره است » ( منه ( ره » . ( 3 ) . در حاشيه آمده است : « اين قيد از براى ادخال برف و يخ و يال اسب و امثال آنهاست در تيمم » . ( منه ( ره » . ( 4 ) . در حاشيه « د » چنين آمده : « قيد بر سبيل استقلال از براى اخراج ابعاض و اجزاء طهارت است كه اشتراط آن به نيت اگرچه بالذات است نه بالعرض اما بر سبيل استقلال نيست ، بلكه در ضمن اشتراط مجموع من حيث المجموع به نيت [ است ] » ( منه ( ره » . ( 5 ) . در « ج » : « اغراضات » .